...اینجا همین ساعت

دلنوشته های حمید رضا دیوسالار

تو بیا اسم شبم باش 

 که سر رامو نگیرن

تو بیا خورشید من باش

تا سیاهیا بمیرن

پا برهنه های عشقت

کسی رو جز تو ندارن

اونا حتی تا دم مرگ

تو رو تنها نمیذارن

 

نمی خام تکراری باشم

توی چشمای سیاهت

لباس منو عوض کن

توی باور نگاهت.

حالا اواره ترینم

منه عاشق،مثه مجنون

ای رفیق بهتر از دل

ای عزیز بهتر از جون

 

http://hadi4327.persiangig.com/c.jpg

توی این شبای تیره

دل من همش میگیره

این دل عاشق خسته

که به عشق تو اسیره...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٥ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |

سلام امروز اومدم اینجا تا یه ترانه بذارم براتون با یه عکسی که خودم خیلی خیلی باهاش حال میکنم.  راستی خودم گرفتما . امیدوارم نظرتونو بگین.

 

 

دوباره معجزه کن...

 

 شب با همه ستاره هاش نشسته تو قاب چشات

فرشته ها بال میزنن روی لطافت صدات

خورشید خانوم دس میکشه به ضریح اون تنت

ستاره پروانه میشه روی گلای پیرهنت

 

عشق داره از راه میرسه

صدای پاشو میشناسم

دل تو دلم نیس اخه من

حال و هواشو میشناسم

 

چش تو چشم که میندازی هستی فراموشم میشه

عطر لطیف خواستنت پیچک اغوشم میشه

چش تو چشم که میندازی قد میکشم رو تن تاک

شبنم اشکم از مژه می افته باز رو تن خاک

 

عشق داره از راه میرسه

صدای پاشو میشناسم

دل تو دلم نیس اخه من

حال و هواشو میشناسم

 

همیشه از بغض صدات دلتنگ و بارونی میشم

دار و ندار من تویی از هستی ام دس میکشم

دیوونه وار میخونمت ایه به ایه همزبون

دوباره باز معجزه کن ؛ توی ترانه هام بمون...

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٩/۸/۱٦ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 - -