...اینجا همین ساعت

دلنوشته های حمید رضا دیوسالار

سلام.

هنوز زنده ام و نفس میکشم و این خیلی خوبه .خدایا شکرت.

اینجا چالوس،سایت دانشگاه،من یه علاف که 3 ساعت بیکاره.

همچی داغونه.از درسام عقبم.درس نمیخونم.نمیدونم کی باید واحدامو پاس کنه.

کمربندم به شلواری که تازه گرفتم نمیاد.هوا سرده.بند ساعت مچی که عموم پارسال برام گرفته پاره شده.

دیشب یه مسواک ابی خریدم+خمیر دندون. حوصله ی شونه کردم موهامو ندارم.

اسپره خوشبو کنندم تموم شده.باید گوش پاک کن بگیرم.

صبحونه نخوردم گشنمه.چند روزیه از بهنام خبری نیست.خونه مجردیه دوستم لو رفت.

این موس سایت دانشگاه خرابه اذیتم میکنه.الان میخام برم.دارم میرم.رفتم.

ولی هنوز زنده ام...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٩ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 - -