...اینجا همین ساعت

دلنوشته های حمید رضا دیوسالار

سلام .بابا اینا میخان برن کربلا. 17 همین ماه. مامان داره به یکی از ارزوهاش میرسه.البته بزرگترین ارزوش مکه س.ایشالا به اونم میرسه 2 سال دیگه. منم که طبق معمول دچار روز مرگی. 

چند روزه فروشگاه نمیرم.دلم برای بچه ها تنگ شده.برای مهدی طاهری با اون اخلاق خاصش. مهدی رمضانی خوشگل پسر فروشگاه با اون دلقک بازیاش.خانوم اسفندیاری با اون گیر دادناش.خانوم نیازیان با اون زبون  تلخش و شهریار نمازی که اخرشه.نمیدونم اگه اون نبود من میخاستم چیکار کنم؟ راستی تا یادم نرفته سید محمد عقیلی رو هم بگم.هی وای من ... هی وای من چیکار کردی با خودت پسر؟ پشتک از عقب یادت نره(تیکه های معمول روزانمونه)

خب .فعلا خدافظ

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/٢٩ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |

سلام.خوبی؟خوبم.اومدم تا شکرت کنم.از تموم خوبیهایی که بهم کردی و حواسم نبود.تموم راه هایی که جلو روم گذاشتیو  من چشمامو بستم تا نبینمشون.

شکرت کنم بابت تموم وقتایی که هوامو داشتیو و من فکر میکردم باهام بهم زدی،فکر میکردم از لیستت خط خوردم...

تموم وقتایی که  حواست به من بود و برام معجزه کردی و من همشو به پای شانس گذاشتم.شکرت که نذاشتی برم قاطی باقالیا.نذاشتی به اون لجنی که داشتم میرفتم کشیده شم.بوی بدی که به دماغم میرسیدو من باهاش حال میکردم و به خودم میگفتم بوی گل سرخه.

کی فکرشو میکرد؟بعد از 6 سال سختی دوباره زندگیمون به حالت عادی برگرده.6 سالی که هر جوری میخام از یاد ببرمش نمیشه.میخام قبول کنم که همچی روبراهه اما باورم نمیشه.مریضی مامان الان داره کم کم مراحل اخرشو سپری میکنه.داره حالش خوب خوب میشه.

اما یه گله دارم.میدونی میخام چی بگم..چرا گذاشتی این همه سختیو تنهایی به دوش بکشم؟ حتما میخای بگی بابات هم بود... درسته بابام هم بود اما واسه یه پسر سیزده چهارده ساله خیلی سخته.من که چیزی از اونوقتا یادم نمیاد جز گریه برای مادرم. بگذریم....مهم الانه که فهمیدم خیلی باحالی...در هر صورت شکرت.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٤ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |

دال لیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.......

سلام.کار جدیدم تمام وقته.نمیرسم بیام.تو فکر یه چیز جالبم. اگه بشه چیــــ میشه.....

50 درصدش حل ل ل له میمونه یه 60 هفتاد در صد دیگش... جزییاتو نپرسین .

بای بای

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/٢۳ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 - -