...اینجا همین ساعت

دلنوشته های حمید رضا دیوسالار

 


اگه حتی بین ما ، فاصله یک نفسه ، نفس منو بگیر
برای یکی شدن ، اگه مرگ من بسه ، نفس منو بگیر
ای تو هم سقف عزیز ، ای تو هم گریه من ، گریه هم فاصله بود
گریه آخر ما ، آخربازی عشق ، ختم این قائله بود
حدس گر گرفتنت ، در تنور هر نفس ، غم نه، اما کم که نیست
هم شب تازه تو ، ترکش پر تیر عشق ، سنگ سنگر هم که نیست
خوب دیروز و هنوز ، طرحی از من بر صلیب ، روی تن پوشت بدوز
وقت عریانی عشق ، با همین طرح حقیر ، در حریق تن بسوز
پلک تو فاصله ، دست و کاغذ و غزل ، من و عاشقانه بود
رستن از پیله خواب ، ای کلید قفل شعر ، خواب شاعرانه بود
اگه حتی بین ما ، فاصله یک نفسه ، نفس منو بگیر
برای یکی شدن ، اگه مرگ من بسه ، نفس منو بگیر

دل نوشت:

دوست دارم وقتی که چشماتو میبندی || با من به دردای این دنیا میخندی

آروم میشم بگی از غمات دل کندی ||بیا به هم بگیم دوستت دارم

دوست دارم من اون چشمای قشنگ تو || دارم واست میخونم این آهنگ تو

هرچی می خوای بگو ازدل تنگ او || بیا بهم بگیم دوست دارم...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٥/۱۳ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 - -