...اینجا همین ساعت

دلنوشته های حمید رضا دیوسالار

 

 تقدیم به همه ی دل شکسته ها


سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی



آره بازم منم همون دیوونه ی همیشگی



فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟



دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت



حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه



جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه



ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه




    از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمهوقت رفتن ....



دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون



فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون



فدای تو ! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم



حقیقت رو واست بگم ، به آخر خط رسیدم




رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی



قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی




نمی دونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت



برای مهربونیات ، نوازشات ، بوسیدنت



بخاطرت مونده یکی ، همیشه چشم براهته



یه قلب تنها و کبود هلاکه یه نگاهته



من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره



بعدش خبر میدن بیا که دوستت داره میمیره



روزات بلنده یا کوتاه ؟ دوست شدی اونجا با کسی ؟



بیشتر از این منو نزار تو غصه و دلواپسی



یه وقت منو گم نکنی تو دود اون شهر غریب



یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب



فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه



غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه



چادر شب لطیفتو از رو شبا پس نزنی



تنگ بلور آبتو یه وقت نا غافل نشکنی



اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون



منم تو رو سپردم دست خدای مهربون







راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم


از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره




غصه نخور تا تو بیای حال منم اینجوریه


سرفه های مکررم مال هوای دوریه


گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه


مثه یه بچه که بار اول میره مدرسه


تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟


دلت می خواست میومدم یا تنها رفتی بهتره ؟



از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون

همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون



یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره ؟


داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره


یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بزار برم


تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم


امروز دیدم دیگه داری منو فراموش می کنی



فانوس آرزو هامونو داری خاموش می کنی

گفتم واست نامه بدم نگی عجب ، چه بی وفاست



با این که من خوب میدونم جواب نامه ام با خداست


عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه


یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه


تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم


داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم


وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر ؟


مگه نگفتم چشماتو از چشم من هیچ وقت نگیر ؟


حرف منو به دل نگیر همه اش مال غریبیه


تو رفتی و غریب شدم ، چه دنیای عجیبیه


زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه



دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه


مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه ؟


دلم واست شور میزنه این دلو بی خبر نزار


تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نزار


فکر نکنی از راه دور دارم سفارش می کنم


به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش می کنم


اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب



که هر صفحه اش قصه چند تا درد و چند تا عذاب

میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن



نور شونو بدرقه یکی خنده هات کنن
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/۳٠ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 - -