...اینجا همین ساعت

دلنوشته های حمید رضا دیوسالار

سلام امروز اومدم اینجا تا یه ترانه بذارم براتون با یه عکسی که خودم خیلی خیلی باهاش حال میکنم.  راستی خودم گرفتما . امیدوارم نظرتونو بگین.

 

 

دوباره معجزه کن...

 

 شب با همه ستاره هاش نشسته تو قاب چشات

فرشته ها بال میزنن روی لطافت صدات

خورشید خانوم دس میکشه به ضریح اون تنت

ستاره پروانه میشه روی گلای پیرهنت

 

عشق داره از راه میرسه

صدای پاشو میشناسم

دل تو دلم نیس اخه من

حال و هواشو میشناسم

 

چش تو چشم که میندازی هستی فراموشم میشه

عطر لطیف خواستنت پیچک اغوشم میشه

چش تو چشم که میندازی قد میکشم رو تن تاک

شبنم اشکم از مژه می افته باز رو تن خاک

 

عشق داره از راه میرسه

صدای پاشو میشناسم

دل تو دلم نیس اخه من

حال و هواشو میشناسم

 

همیشه از بغض صدات دلتنگ و بارونی میشم

دار و ندار من تویی از هستی ام دس میکشم

دیوونه وار میخونمت ایه به ایه همزبون

دوباره باز معجزه کن ؛ توی ترانه هام بمون...

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٩/۸/۱٦ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 - -