ماه....

شب سرنوشت نیست
حقیقت ست
که کشیده می شود تا بستر
و خواب نگرانی عمیق پلک هاست
یا پرش ممتد ثانیه در بالا و بلند مژه
خواب حد فاصلیست
بین نداشتنت و نداشتنت
آن وقت که مه کنار نمی رود
و ابر همیشگی ست
و در پس ابر ماه ترجمه ایست
نا خوانا از صورتت
شکوهی نیست
و تو آنقدر ها هم بزرگ نیستی
وقتی از پنجره ی کوچک اتاقم دیده شوی....


بر گرفته از:taraneyema.persianblog.ir/post/82/

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لابلای برگهای زندگی

ســــــــلامم خیلی خوب بود [گل] ممنون سرزدی فعلا

فرناز

سلام خوبی؟؟ خب ما با معرفتیم دیگه[چشمک] چکار کنیم [نیشخند] خیلی زیبا بود.. عاشق این جملاتم[قلب] مرسی خبرم کردی [لبخند]

yassi

salam upet alliiiiiiiiiiiiiiiiiii booood vaghan .....mamnoooon k davatam kardi aziz [لبخند]

تنهام با یادت

سلام... وبت زیباست اگه خواستی به منم سر بزن خوشهال میشم اگه با تبادل لینک موافقی منو با اسم تنهام با یادت (پوریا) بلینک تنکس[گل]

ساقی

سلام رفیق خیلی زیبا بود منم اپم با یه پست جدید منتظرتم

فرناز

اپممممممممممممممممم سربزن[گل]

لیلا حنا

خیلی قشنگ بود. با احساس و ساده . مثل همیشه. موفق باشی

فریده

خیلیییییییییییییییییی خوب بود نه فقط به خاطر متنش به خاطر اینکه منبعشو هم گفتین منتظرم

nobody

کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی؟ که من این واژه را،تا صبح معنا میکنم هر شب...