جایی همین جا..

سلام امروز اومدم اینجا تا یه ترانه بذارم براتون با یه عکسی که خودم خیلی خیلی باهاش حال میکنم.  راستی خودم گرفتما . امیدوارم نظرتونو بگین.

 

 

دوباره معجزه کن...

 

 شب با همه ستاره هاش نشسته تو قاب چشات

فرشته ها بال میزنن روی لطافت صدات

خورشید خانوم دس میکشه به ضریح اون تنت

ستاره پروانه میشه روی گلای پیرهنت

 

عشق داره از راه میرسه

صدای پاشو میشناسم

دل تو دلم نیس اخه من

حال و هواشو میشناسم

 

چش تو چشم که میندازی هستی فراموشم میشه

عطر لطیف خواستنت پیچک اغوشم میشه

چش تو چشم که میندازی قد میکشم رو تن تاک

شبنم اشکم از مژه می افته باز رو تن خاک

 

عشق داره از راه میرسه

صدای پاشو میشناسم

دل تو دلم نیس اخه من

حال و هواشو میشناسم

 

همیشه از بغض صدات دلتنگ و بارونی میشم

دار و ندار من تویی از هستی ام دس میکشم

دیوونه وار میخونمت ایه به ایه همزبون

دوباره باز معجزه کن ؛ توی ترانه هام بمون...

 

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
zahra

تو با اين عكس حال ميكني چه رمانتيك {مسخره}

zahra

هنوز باید زیست، باید زیست... باید گام بردارم بخوانم شادمان در راه شعر امیدواری را... هنوز بنگر،عشق میبارد به یاد سینه ام مانده و در جانم شکوهی هست که از آن میتوانم تا خدا راه بپیمایم کمی همت، کمی هم دوستی با عشق گاهی لحظه ای آرام غرق در سکوت سرشار از خدا بودن نمی بینم از این بهتر زمانی را که با امید جانم را به خدا بسپارم هنوز غصه اینجا هست اما سعی در آن دارم بخوانم شادمان درراه شعر روشن امیدواری را ... هنوز وقت رویش هست

zahra

با جت اومدم ديدي چه سريع رسيدم تازه خريدمش [نیشخند]

zahra

[لبخند][گل][گل][گل] شعر قشنگي بود ولي عكسش دلگير بود بويه تنهايي و غصه ميداد موفق باشي

محدثه

اینی که تو نظرا میذارین حسابی آدمو میکشونه تو وبتون.[نیشخند]

محدثه

خوب منم همینجوریم.میخونم ولی نظر نمیدم.من لینک کردمتون[لبخند]